X
تبلیغات
زمین و آسمان

زمین و آسمان

تکتونیک استان کرمان

از دیدگاه زمین ساخت بزرگ مقیاس استان كرمان دارای تنوع ساختاری زیادی است بطوریکه این استان در جنوب غرب ، بخشی از زون ساختاری زاگرس و زون خرد شده آن بحساب آمده و در جنوب نیز زون ساختاری مكران را شامل می شود . بعبارتی زون سنندج - سیرجان ( از نواحی غرب شهربابك تا نزدیكی زون گسلی زندان در  كهنوج ) ، رشته كوههای آتش‌فشانی ارومیه - دختر ( به صورت كمربندی با امتداد شمال‌ غربی ـ جنوب شرقی ، از نزدیكی انار تا جنوب شرقی بم و موازی با گسل زاگرس ) و گستره سنگهای آمیزه رنگین بعنوان یک مرز ژئوتکنیکی ( از کمرود در شمالغرب استان تا بحر آسمان در جنوب شرق ) ، را میتوان بعنوان ساختارهای مهم جنوبی این استان نام برد .

از طرفی روند عمومی کمربند پلاتفرمی پالئوزوئیک – مزوزوئیک در شمال شرق این استان با خط واره ای بسیار مهم در زمین شناسی ایران قطع می شود که این خط واره جزئی از زون گسلی بسیار بزرگ عمان – اورال می باشد . در حقیقت گسل نایبند – زندان که کوهستانهای شرقی این استان را در کناره فرو افتادگی لوت ( بعنوان یک واحد ساختاری ) قرار می دهد ، بخشی از این خط واره است . این گسل سراسر استان را قطع کرده و یکی از خطوط لرزه خیز بسیار مهم آن بشمار می آید در نتیجه کلیه روندهای شمال غربی – جنوب شرقی این استان ( روندهای ذکر شده در بالا ) توسط گسلهای بسیار بزرگ شمالی – جنوبی قطع شده اند .

بنابراین در تقسیم بندی منطقه به این پهنه های رسوبی -  ساختاری عوامل متعددی چون :  نوع پوسته ( قاره ای -  اقیانوسی ) _ شرایط حاکم بر حوضه های رسوبی گذشته _ تفاوت رخساره های سنگی _  زیستی ترادف های « همزمان » در نواحی گوناگون _ تحولات زمین ساختی و پیامد های آنها ، مانند شدت و ساز و کار چین خوردگی ها ، فعالیتهای ماگمائی ( درونی _ بیرونی ) ، فرآیندهای دگرگونی و ... نقش داشته اند .

 اما طبق مطالعات و تقسیم بندی های آقانباتی ، 1383 ، روندهای ساختاری کنونی این منطقه را ( در قالب ایران میانی و زیر پهنه آن یعنی خرده قاره ایران مرکزی ) ، گسلهای آن مشخص می نماید که آنرا به بلوکهای مختلفی تقسیم نموده بطوریکه از نظر زمین ساختی می توان این منطقه را متشکل از بلوک لوت ، بلوک طبس  ( شامل : فرازمین شتری ، کفه فرو افتاده طبس یا فرونشست طبس ، بلوک نایبند ، بلوک راور – مزینو ) ، بلوک کلمرد ، بلوک پشت بادام ، فرو نشست بیاضه _ بردسیر و بلوک یزد ، دانست .

بعبارتی دیگر گسلهای این منطقه بعنوان مرز بین بلوکها نقش مؤثری در حرکات زمین ساختی آنها ایفا می نمایند که در نتیجه منجر به ایجاد تنشها و آزاد سازی نیروهای وارده بر این بلوکها از راه گسلها شده و درنهایت زمین  لرزه های بزرگی را در این منطقه رقم می زنند . این گسلها نقاط ضعیفی از پوسته این منطقه را تشکیل می دهند که رها شدن انرژی متمرکز در زمین را از این نقاط امکان پذیر میسازند بنابراین گسلهای مذکور در لرزه خیزی ناحیه تأثیر بسزائی دارند. در این میان تنها گسلهای اصلی لرزه زا نیستند بلکه گسلهای فرعی و کوچک نیز بسته به جهت و نوع فشارهای موجود در زمین ممکن است زمین لرزه های بزرگی را ایجاد نمایند . بنابراین با توجه به قرارگیری کانون زمین لرزه های اخیر بر روی این گسلها ( اصلی و  فرعی ) ، بسیاری از گسلهای این ناحیه هنوز فعال بوده و خطر آفرین هستند .

بهمین دلیل است که استان كرمان عموماً منطقه ای لرزه‌خیز بوده و در طول تاریخ بارها زمین لرزه ‌های شدید و مخربی را تجربه نموده است. از این رو بررسی اثرات زمین‌لرزه و تخمین خطر زلزله در استان كرمان حیاتی است . از جمله عوامل لرزه‌زایی که باید مورد توجه قرار گیرند شناخت كافی از زمین‌شناسی و زمین‌ساخت منطقه و همچنین اطلاع از سوابق تاریخی رویداد زمین لرزه ها و زلزله‌های قرن اخیر در گستره استان كرمان است که در ابتدا باید زمین‌شناسی ، چینه‌شناسی و زمین‌ساخت منطقه مورد بررسی قرار گرفته سپس مهمترین گسلهای آنرا استخراج نمایند و در نهایت بر پایه روابط تجربی ، توان لرزه‌خیزی این گسلها مورد ارزیابی قرار گرفته و میزان شدت و شتاب حاصل از جنبش آن‌ها در محل ساختگاه محاسبه شوند .

می دانیم که بیشتر زمین لرزه ‌های تاریخی و سدۀ اخیر در محدوده 27 تا 33 درجه عرض شمالی و 54 تا 60 درجه طول شرقی اتفاق افتاده اند که شدت و شتاب ناشی از این زلزله‌ها محاسبه شده و برآورد خطر زمین‌لرزه نیز در این منطقه به روش آماری صورت گرفته است . بدین ترتیب با استفاده از فهرست زمین لرزه ‌های قرن جاری ، فراوانی زلزله‌ها به ازاء بزرگی‌های مختلف استخراج شده اند . دوره بازگشت زلزله‌ها برای بزرگی‌های مختلف مربوط به محدوده 16 درجه مربع و یك درجه مربع در منطقه كرمان طی مطالعاتی رسم شده است ( لرزه زمین‌ساخت و تخمین خطر زلزله برای گستره شهر كرمان ، پریوش محمدحسینی ( که براساس نمودارهای خاصی ، دوره بازگشت زلزله‌ای به بزرگی 6 درجه بیش از 3 قرن محاسبه می‌گردد . همچنین با فرض وقوع زلزله در یك الگوی تصادفی و اتفاقی ( توزیع پواسن ) ، میزان احتمال وقوع زلزله با بزرگی‌های مختلف محاسبه و نمودار احتمال وقوع زلزله نیز بر حسب بزرگی‌های مختلف ترسیم می شود .

رویداد زمینلرزه های تاریخی و سدۀ بیستم در کرمان ، زرند ، کوهبنان ، گلباف ، راور ، بردسیر ، سیرچ ، جوشان ، سرآسیاب ، کوهپایه ، در تنگل ، ماهان ، لاله زار و گوغر موجب شده است که این استان به عنوان یکی از لرزه خیزترین مناطق ایران شناخته شود .

از جمله گسلهای فعال این منطقه ، گوك و كوهبنان اند که این دو گسل از لحاظ هندسه ساختاری مشابه یكدیگر بوده و در منطقه سیرج به هم می رسند ، جایی كه بسیاری از زمین لرزه های بزرگ در 35 سال اخیر در آن روی داده است. مطالعه ساختاری این دو گسل نشان داده است كه این گسلها را می توان به صورت یك سیستم گسلی یكسان در نظر گرفت . ساختارهای جوان S , Z و دم اسبی از شواهد فعالیت جوان و لرزه ای در این منطقه است. از ویژگیهای لرزه خیزی منطقه وقوع گسلش زمینلرزه ای ثانویه در راستای این گسله ها می باشد كه می توان با استفاده از الگوی توزیع لرزه ای آن ، برآوردی از وقفه زمانی و وقوع مجدد فعالیت لرزه ای این گسلها را بدست آورد .

منابع :   

www.iiees.ac.ir : بررسی مقدماتی لرزه زمینساخت، زمین ساخت جنبا و تاریخچه لرزه خیزی در استان کرمان ،نویسند‌گان:  مجید شاه پسندزاده ، مهدی حیدری ، محسن غفوری آشتیانی

 پیدایش سنگ آهن گل گهر ، نویسنده : شهرام خلیلی مبرهن ، 1373

 پترولوژی و پتروگرافی آمیزه افیولیتی منطقه بافت ، نویسنده : محیط رضائی کلانتری ، 1371 

 www.civilica.com : اثر هندسه ساختاری گسلهای كوك - كوهبنان بر لرزه خیزی منطقه جنوب شرق كرمان ، نویسندگان:  حسین فتوت رودسری ، علی یساقی

 database.irandoc.ac.ir : لرزه زمین‌ساخت و تخمین خطر زلزله برای گستره شهر كرمان ، نویسنده : پریوش محمدحسینی www.ngdir.ir

گسلها ی منطقه جنوب خاوری (در قالب خرده قاره ایران مرکزی )

گسلهای منطقه جنوب خاوری عموما" روندهای ساختاری کنونی این منطقه را مشخص نموده و آنرا به بلوکهای مختلفی تقسیم مینماید که از نظر زمین ساختی متشکل از بلوک لوت ، بلوک طبس ( شامل : فرازمین شتری ، کفه فرو افتاده طبس یا فرونشست طبس ، بلوک نایبند ، بلوک راور – مزینو ) ، بلوک کلمرد ، بلوک پشت بادام ، فرو نشست بیاضه _ بردسیر و بلوک یزد می باشد که بطور خلاصه عبارتند از :

بلوک لوت : با درازائی حدود 900 کیلومتر میان دو گسل نایبند در غرب و گسل نهبندان (حوضه فلیشی شرق ایران ) قرار دارد . مرز شمالی این بلوک به فروافتادگی جنوب کاشمر ( گسل درونه ) و مرز جنوبی آن به فرونشست جازموریان ختم می شود که حوضه پیش کمانی زون فرورانش مکران است . نیروهای فشاری وارد بر ناحیه ، موجب جابجائی در امتداد این گسلها شده که این جابجائیها از نوع امتداد لغز و برشی بوده و در نتیجه تغییر شکل در این بلوک کمتر ولی کشش و باز شدگی شکستگیها در بالا ترین حد است که به همین دلیل در طی دوره های گذشته ، پدیده های آتشفشانی ، شدید و پیوسته بوده و گدازه های جوانتر بطور پی در پی ، سنگهای پیشین را پوشانیده و سنگ های آتشفشانی گسترده ای را در این بلوک بوجود آورده است . بنابراین آتشفشانی های بخش شمالی لوت حاصل فرورانش بلوک افغان به زیر بلوک لوت و آتشفشانیهای حاشیه جنوبی لوت ، بخشی از کمان ماگمائی زون فرورانش مکران هستند . از نظر لرزه زمین ساخت نیز زونهای لرزه خیز این بلوک بیشتر در شمال و در امتداد گسلهای مرز شرقی ( گسل نهبندان ) و مرز غربی بلوک ( گسل نایبند ) جای داشته و اغلب زمین لرزه ها نیز از نوع کم عمق با بزرگی متوسط هستند .

. بلوک طبس : این بلوک در میان گسل نایبند در شرق و گسل کلمرد _ کوهبنان در غرب قرار داشته و بخشى از قلمرو ساختارى است که در کناره‎ها و بستر خود توسط گسل‎هایى از پی‎سنگ قطع شده به گونه‎اى که در پالئوزوئیک و مزوزوئیک توالى چینه‎شناسى متفاوتى با نواحى مجاور داشته و از پایان مزوزوئیک به سبب عملکرد تنش‎هاى زمین‎ساختى همگرا در راستاى بیشتر شرقى -  غربى ، با خروج زمین‎ها و فراخاست کوه‎ها به خشکى تبدیل شده است . ( بدین ترتیب این باور وجود دارد که سیماى ریخت‎شناسى - زمین‎ساختى کنونى این بلوک در گرو تجدید فعالیت ساختارهاى گسلى و چین‎خوردگى کهن در چرخه زمین‎ساختى آلپى است.

بلوک طبس از جمله مناطقى است که روند تکاملى پالئوزوئیک آن با مناطق مجاور همخوانى و هم‎آهنگى ندارد ، از جمله :

_ نبود رسوبى ایفلین در این ناحیه وضوح آشکار ندارد .

 _ سنگ‎هاى کربنیفر بالایى که در سایر مناطق وجود ندارد ، از این ناحیه گزارش شده است .

_ تکاپوهاى آتشفشانى مافیک و حدواسط ، هر چند ناچیز ، از ویژگی‎هاى پالئوزوئیک بلوک طبس است و از این نظر می‎توان بلوک طبس را با کوه‎هاى البرز مقایسه کرد .

 _ کانی‎سازى سرب ، روى و مس در سنگ‎هاى پرمین تریاس و ژوراسیک البرز در بلوک طبس ، نیر عمومیت دارد که تائیدى بر همسانى میان این دو ناحیه است .  

_ فرونشینى شدید از ویژگی‎هاى بلوک طبس است . در گذشته چنین گمان می‎رفت که این فرونشینى محدود به کوه‎هاى شترى و شیرگشت باشد ، اما در حال حاضر مشخص شده است که بخش بیشتر بلوک در پالئوزوئیک ، به ویژه مزوزوئیک تا کرتاسه ، نشست در خور توجه داشته به گونه‎اى که در این بلوک حجم بزرگى از سنگ‎هاى فانروزوئیک وجود دارند که ردیف‎هاى پالئوزوئیک آن 2 تا 3 هزار متر و سنگ‎هاى مزوزوئیک آن گاهى تا 10000 متر ستبرا دارند .

 ازنگاه ساختاری بلوک طبس ویژگیهای یکسان ندارد و دست کم قابل تقسیم به چهار بخش جداگانه زیر است :

 . فرازمین شتری : با درازاى بیش از 100 کیلومتر ، در بخش شمال شرقی بلوک طبس ، شرق شهرستان طبس و در پایانه شمالى گسل نایبند قرار دارد . کهن‎ترین واحد سنگى رخنمون شده این فرازمین سنگ نهشته‎هاى دونین ( سازند شیستو ) است که به همراه سایر ردیف‎هاى پالئوزوییک – تریاس میانى و همانند سایر نواحى ایران ، در شرایط سکویى انباشته شده‎اند . از ردیف‎هاى ژوراسیک ، گسترش نهشته‎هاى آوارى زغالدار ( گروه شمشک ) ، به لحاظ فراخاست در زمان تریاس پسین ، محدود به کناره های شرقى – غربی است ولى ردیف‎هاى ژوراسیک میانى – بالایى جوان‎ترین واحد‎ سنگ‎چینه‎اى دریایى هستند که پاره‎اى از چکادهاى فرازمین شترى را می‎سازند. ساختارهاى چین‎خورده باختر کوه‎هاى شترى وابستگى بیشترى به کفه فرو‎افتاده طبس دارند تا فرازمین شتری.

از نگاه ساختارى ، بیشتر چین‎هاى این فرازمین از نوع نابرجا و به شکل نامتقارن و همراه با گسلش هستند و اثر سطح محورى آن‎ها به موازات رشته کوه شترى است گرایش چین‎ها بیشتر به سوى WSW است ولى در کناره شرقی بلندی‎ها ، چین‎هایى با گرایش به سوى شرق دیده می‎شود . بنا به گزارشی ، در فرازمین شترى ، الگوى گسلش شامل گسل‎هاى طولى پرشیب در بخش‎هاى میانى و خاورى و گسل‎هاى راندگى در بخش‎هاى باخترى است . به باور بربریان (1982) ، در فرازمین شترى ، پوشش سکویى پالئوزوئیک – تریاس ، تا پیش از تریاس تحت تنش‎هاى زمین‎ساختى کششى و گسلش عادى بوده است ولى از تریاس پسین به بعد ، ساز و کار تنش‎ها از کششى به فشارشى تبدیل شده که این امر سبب فراخاست ، چین‎خوردگى و گسلش معکوس در پوشش رسوبى رویى شده است به گونه‎اى که طى مراحل کوهزایى پلیو - پلیستوسن حدود 25% از پهناى شترى کاسته شده است . گفتنى است که دگر شکلى و تغییرات ساختارى یاد شده حاصل سه مرحله از فعالیت زمین‎ساختى همزمان با کوهزایى آلپى است که در زمان ترشیرى به وقوع پیوسته است .

 . کفه فرو افتاده طبس ( فرونشست طبس ) : این کفه که عموما" با نهشته های کویری پوشیده شده است ، در حدود 600 متر پائین افتادگی دارد بطوریکه ردیفهای پالئوزوئیک نهشته شده در شمال این فروافتادگی چین خوردگی شدید داشته ولی در بخش جنوبی آن ردیفهای ژوراسیک بالائی تقریبا" افقی هستند بنابر این بنظر می رسد که رخداد های پس از سیمرین پیشین تأثیر چندانی بر این فروافتادگی نداشته اند . در نتیجه این کفه یک کفه فرو افتاده زمین ساختی است که از شرق با گسل طبس و از جنوب با گسل ( راندگی ) چشمه و از غرب با خطواره پروده در بر گرفته  شده و احتمالا" راندگی بلندیهای محاط این کفه از عوامل فرونشست آن است .

 . بــلوک نایبند : مرز شمالی این بلوک به کفه طبس ، مرز شرقی آن به نیمه جنوبی گسل نایبند و مرز گسل نایبند و مرز غربی آن به یک خطواره شمالی – جنوبی (خطواره پروده )ختم شده است. این خطواره (خطواره پروده ) در واقع مرز ناگهانی میان ساختارهای شرقی – غربی و شمالی – جنوبی دو سوی خطواره است که بلندیهای شمالی – جنوبی بلوک کلمرد را از کفه طبس جدا مینماید . این خطواره یک ساختار خطی از نوع گسلی است که در ادامه به سمت جنوب به گسل لکرکوه می رسد .

ردیفهای رسوبی بلوک نایبند که از زمان پرکامبرین در یک راستای شرقی – غربی رخنمون داشته و با نهشته های سکویی پرمین و تریاس پائینی – میانی پوشیده می شود ، بیانگر یک فرازمین ( کاتانگایی ) با شرایط سکویی است . ردیفهای تریاس پسین – کرتاسه این بلوک نیز یک واحد زمین ساختی – چینه شناختی است که تا لارامید (در کرتاسه) با ضخامتی حدود 6000 متر ضخامت داشته و بیانگر فرونشست شدید در زمان مزوزوئیک است . پس از آن نیز ( پس از لارامید ) بلوک نایبند دوباره به یک فرازمین تبدیل شده است. از نظر زمین ساختی ، در بلوک نایبند ساختارهای چین خورده و گسلش های راندگی در راستای شرقی – غربی ، هم روند بوده و بعبارتی راندگی ها از شمال به جنوب جوانترند به گونه ای که در این بلوک راندگی ها ( راندگی چشمه ، راندگی انارکی ، تخت نادر و راندگی قدیر ) با سنین متفاوت و بر روی سیستم امتداد لغز راستگرد گسل نایبند سواراند. بعلاوه چین های شرقی – غربی این بلوک حاصل عملکرد گسلش های راندگی و حرکت بلوک نایبند به سوی شمال است که در نتیجه عملکرد و هم زمانی راندگی ها و چین ها ، سیمای ساختاری این بلوک از نوع پلکانی است به گونه ای که بلوکهای شمالی همواره بلندی کمتری از بلوک جنوبی دارند ، بنابر این چینها از شمال به جنوب با کاهش شدت چین خوردگی به سمت شمال غرب – شمالی – جنوبی است .

 . بلوک راور – مزینو : بخش بادامی شکلی از بلوک طبس است که در بین خطواره پروده و گسل پروده و گسل کوهبنان – کلمرد جای دارد . گرچه این بلوک دارای روندی شمالی – جنوبی است ولی بخش میانی آن همانند سایر بلوکها در این ناحیه دارای خمیدگی به سمت غرب بوده و از نظر ویژگیهای عمومی همچون نداشتن رخنمونهای دگرگونی پرکامبرین ، سکوئی بودن همراه با نبودهای رسوبی پی در پی و طولانی پالئوزوئیک – تریاس میانی ، ضخامت قابل توجه سنگهای تریاس پسین– کرتاسه پایانی و نداشتن سنگهای ترشیری ، همسان بلوک نایبند است ،تنها ناهمسانی اساسی میان این دو بلوک ، الگوی ساختاری شمالی جنوبی بلوک راور – مزینو است که با روند های شرقی –غربی بلوک نایبند تفاوت زیادی دارد .

  . بلوک کلمرد : با روندی شمال غربی میان گسلهای کلمرد در شرق و گسل پوشیده نائینی در غرب قرار دارد . روند کلی چین خوردگی در نیمه شمالی این بلوک ( فرازمین کلمرد ) شمال شرقی – جنوب غربی است شمال شرقی – جنوب غربی است و شیب لایه ها در کناره شرقی ساختارها زیاد و گاهی برگشته است ولی در کناره غربی ، شیب لایه ها ملایم تر است . عملکرد گسلهای طولی برگشته در این بلوک سبب بوجود آمدن ساختارهای برشی هم روند با بلوک کلمرد شده است که از جمله می توان به تاقدیس برشی کوه راهدار اشاره نمود .

از جمله ویژگیهای این بلوک که آنرا از سایر بلوکها متمایز می سازد اینست که در این بلوک سنگهای تریاس گزارش شده و در این زمان همراه با ایست رسوبی است که در مقایسه با بلوک طبس زمان طولانی تری مقایسه با بلوک طبس زمان طولانی تری را با این وقفه سپری کرده است . در واقع این ایست رسوبی بیانگر ویژگی فرازمینی این بلوک در فاصله زمانی تریاس بالائی می باشد .دومین خروج طولانی این فرازمین نیز از دوگر میانی به بعد رویداده که تأثیر بسزائی بر رسوبگذاری این بلوک در فاصله زمانی تریاس تاکنون بر جای گذاشته است .

 . بلوک پشت بادام : این بلوک در بین گسل های پوشیده نائینی – کوهبنان در شرق و گسل پشت بادام در غرب قرار دارد . به دلیل وجود گدازه های قلیایی ، پدیده کافتی شدن از ویژگیهای این بلوک بوده و علاوه بر آن تعدد دگرگونی در زمانهای متفاوت نیز می تواند گویای متمایز بودن این بلوک از دیگر بلوکها باشد . 

 . فرونشست بیاضه – بردسیر : این فرونشست در بین گسلهای پشت بادام در شرق و انار در غرب قرار دارد . از ویژگیهای این حوضه یکی رسوبات فلیشی ( کرتاسه ) است که بیانگر فرونشست شدید بوده و دیگری خروج آتشفشانیها و دگرگونی همراه با آن در این حوضه است .                                 

 . بلوک یزد :   این بلوک از شمال به گسل درونه و از غرب به نوار افیولیتی نائین - بافت( گسل نائین – بافت یا گسل دهشیر ) محدود است . از ویژگیهای این بلوک یکی پلیتی –  پسامیتی به همراه سنگ های کربناته و آتشفشانی متعلق به شیب قاره وجود دارند که به صورت ناحیه ای و در رخساره شیست سبز و شیست آبی دگرگون شده اند و به صورت ورقهای بر  خورده ای با افیولیتها  سنگ آهکهای پلاژیک و رسوبات آشفته همراه اند . ردیفهای تریاس ناحیه نخلک ( گروه نخلک ) نیز تفاوت رخساره ای قابل توجهی با سایر  نقاط ( بلوکها ) دارد که در نتیجه چرخش خرده قاره ایران مرکزی به محل کنونی تغییر مکان داده است .

از جمله ویژگیهای این بلوک که آنرا از سایر بلوکها متمایز می سازد اینست که در این بلوک سنگهای تریاس بالائی گزارش نشده و در اینزمان همراه با ایست رسوبی بوده که در مقایسه با بلوک طبس زمان طولانی تری را با این وقفه سپری کرده است . در واقع این ایست رسوبی بیانگر ویژگی فرازمینی بلوک در فاصله زمانی تریاس بالائی می باشد . دومین خروج طولانی این فرازمین نیز از دوگر میانی به بعد رویداده که تا"ثیر بسزائی بر رسوبگذاری این بلوک در فاصله زمانی تریاس تاکنون بر جای گذاشته است .

 گسلهای این منطقه نقش مؤثری در حرکات زمین ساختی این بلوکها ایفا نموده و در نتیجه منجر به ایجاد تنشها و آزاد سازی نیروهای وارده بر این بلوکها از راه گسلها می شود که درنهایت زمین لرزه های بزرگی را در این منطقه رقم می زنند . بنابراین شناسائی این گسلها در منطقه کمک شایانی به بررسی زمین لرزه ها و علل وقوع آنها مینماید که در نتیجه مطالعات زیادی را در این زمینه میطلبد .

منبع : 

  دکتر سید علی آقانباتی ، 1383  -  زمین شناسی ایران

گسلهای استان کرمان

گسلهای ناحیه کرمان ، بیشتر دارای روندی شمال غربی – جنوب شرقی و تا حدی شمالی - جنوبی بوده و گسلهای طویلی را تشکیل می دهند که در نهایت به سمت غرب خمیدگی دارند . حرکت این گسلها غالبا" از نوع امتداد لغز راستگرد و حاصل جنبش کوهزائی کاتانگایی در پرکامبرین پسین است ، روند آنها نیز در بیشتر نقاط با روند های زمین ساختی مربوط به چین خوردگی کاتانگایی همخوانی دارد . این گسلها عموما" مرز میان واحد های ساختاری – رسوبی منطقه را تشکیل داده بطوریکه با فعالیت خود سبب تغییراتی عمده در رخساره های سنگی ، ضخامت رسوبات و همچنین تحولات زمین ساختی از قبیل ماگماتیسم ، دگرگونی ، چین خوردگی و .... در طی دوران های زمین شناسی شده اند . گسلهای این ناحیه نقاط ضعیفی از پوسته را تشکیل می دهند که رها شدن انرژی متمرکز در زمین را از این نقاط امکان پذیر میسازند بنابراین گسلهای مذکور در لرزه خیزی ناحیه تأثیر بسزائی دارند . در این میان تنها گسلهای اصلی لرزه زا نیستند بلکه گسلهای فرعی و کوچک نیز بسته به جهت و نوع فشارهای موجود در زمین ممکن است زمین لرزه های بزرگی را ایجاد نمایند . بنابراین با توجه به قرارگیری کانون زمین لرزه های اخیر بر روی این گسلها ( اصلی و  فرعی ) ، بسیاری از گسلهای این ناحیه هنوز فعال بوده و خطر آفرین هستند . با توجه به بررسی های بعمل آمده بیشتر گسلهای قدیمی ناحیه دارای حرکت راستگرد بوده در حالی که گسلهای فعال کنونی بسته به نوع فشارهای وارده امتداد لغز چپ گرد اند . بنابراین گسلهای مذکور در طول فعالیت خود گاه راستگرد و چپ گرد و گاه بی حرکت اند ، علاوه بر آن مقدار جابجایی در طول گسل نیز یکسان و همانند نبوده و ممکن است بخشی از آن بصورت فشارشی و بخش دیگر آن به صورت کششی عمل نماید . حرکات جدید گسلهای جوان نیز بیشتر در اثر فرسایش ، پوشش گیاهی و .... از بین رفته و پوشانیده می شود ( گسلهای مدفون ) لذا ، نباید اهمیت این گسلها را نادیده گرفت ، با این حال از روی علائم ظاهری پدید آمده بر روی زمین می توان آثار این حرکات را ردیابی نمود .

دریک تقسیم بندی کلی ، می توان گسلهای ناحیه کرمان را در دو بخش معرفی نمود :

          الف- گسل های مدفون          ب- گسل های آشکار

الف- گسل های مدفون :  گسلهایی هستند که رخنمون سطحی نداشته و به کمک شواهد غیر مستقیم ، می  توان به وجود آنها پی برد . قابل ذکر است ، عدم رخنمون سطحی ، دلیل فعال نبودن این گسل ها نمی باشد . با انجام عملیات صحرائی که با هدف شناسایی گسل های مدفون در منطقه کرمان صورت گرفته است ، مناطق احتمالی وجود گسل های مذکور به شرح زیر ، مشخص شده اند :  

 . گسل زنگی آباد :   این گسل، با راستای w 30 N و طول تقریبی 25 کیلومتر ، از شمال فرخ آباد شروع و تاحوالی کمربندی زرند ، امتداد می یابد. این گسل در طول مسیر خود از روستاهای زنگی آباد و شاهرخ آباد ، عبور نموده و در تمام مسیر ، هیچگونه رخنمون سطحی ندارد و همواره  در زیر پهنه های سیلیسی ، رسی و به طور محلی ، نمکی قرارگرفته است ، با توجه به وضعیت تکتونیکی منطقه ، مکانیسم گسل معکوس با مؤلفه راستا لغز رو ، تعیین می شود .

. گسل باغین  :  گسل باغین ، با راستای W 72N ، از شمال شرق رفسنجان آغاز و با عبور از  مجاور روستاهای باقرآباد ، قاسم آباد ، کریم آباد ، سعدی و ابراهیم آباد در جنوب شرق باغین ، خاتمه می یابد طول تقریبی این گسل ، 75 کیلومتر است و در تمام طول خود ، فاقد رخنمون سطحی می باشد . این گسل نیز به وسیله پهنه های سیلیسی ، رسی و به طور محلی نمکی ، پوشیده شده است. مکانیسم گسل باغین نیز با توجه به شواهد زمین شناسی ، مشابه گسل زنگی آباد پیش بینی می گردد.

. گسل بردسیر :   گسلی است با راستای W 48N  ، که از حوالی جنوب شرق رفسنجان آغاز و به سمت  جنوب شرق بردسیر با طول تقریبی 100 کیلومتر امتداد یافته است . این گسل در طول مسیر خود ، از مجاور  روستاهای ده یعقوب ، علی آباد ، ناصریه ، نصرت آباد ، جاجین و شهر بردسیر زیر مخروط افکنه های جوان ، مدفون گردیده است . مکانیسم این گسل ، نیز مشابه دو گسل فوق  الذکر می باشد.

. گسل راین  :   این منطقه ، ازمجموعه گسل هایی تشکیل یافته است که راستای عمومی آنها W60N می باشد و مجموعه مذکور ، متشکل از گسلهایی است که در دشت میان بردسیر و راین ، به موازات هم امتداد یافته اند طول تقریبی این منطقه ، 60 کیلومتر برآورد میگردد. مکانیسم گسل های اصلی منطقه ، مشابه مکانیسم گسل های قبل ، پیش بینی می شود .

نکته قابل توجه در این بخش ، وجود یک گسل مزدوج با گسل اصلی منطقه راین است که در نقشه های سازمان زمین شناسی کشور ، پیشنهاد شده است .با توجه به غیر همزا بودن این گسل  با منطقه برشی اصلی فعالیت چندانی برای آن متصور نمی باشد .

  ب ـ گسل های  آشکار

. گسل کوهبنان : این گسل احتمالا" ادامه جنوبی گسل كلمرد بوده و با راستای شمال غربی ـ جنوب شرقی از شمال غرب بهاباد آغاز و تا جنوب شرق زرند ادامه می یابد . طول این گسل ، تا 900 کیلومتر ، برآورد شده و مکانیسم حركتی آن ، فشاری ( تلفیقی از راستگرد و راندگی ) و به نظر یك گسل معكوس پرشیب با شیب به سوی شمال شرق است . گسل كوهبنان خود تشكیل یافته از چند قطعه گسلی كوتاه و بلند است كه در دو انتهای خود به صورت هم پوشان نسبت به یكدیگر قرار گرفته اند. تمامی این قطعه های گسلی دارای ساز و كار راستالغز راست بر و واژگون می باشند. این گسل در انتهای جنوب شرقی به شاخه های ترافشاری خود ( راندگی های تیگدر ، پاسور و بازرگان ) ختم می گردد.  

در امتداد این گسل ها ، سنگهای پرکامبرین و پالئوزوئیک بر روی مخروط افکنه های رسوبات کواترنر دشت ، رانده شده اند. از 5 کیلومتری شمال کرمان تا هوتک ( واقع  در5/32 کیلومتری شمال غربی کرمان ) ، یال برگشته تاقدیس رانده شده ای در راستای گسل کوهبنان ، دیده می شود . افراز گسل کوهبنان در شمال غربی جاده کرمان ـ زرند کیلومتر 5/18 بروز دارد . در منطقه گسلی کوهبنان ، در شمال روستای سردر راندگی سازند های پالئوزئیک ، بر روی پادگانه های آبرفتی جوان ، با شیب کمتر از 20 درجه ، به سوی شمال ، دیده می شود . از روستای تنجون تایتدر ، گسل میان سازند شمشک و دشت قرار می گیرد و در شمال غربی ریگ آباد ، مرکز کوه و دشت را مشخص می نماید .

 اثر گسل کوهبنان ، به وضوح بر روی زمین و در مقطع ، قابل تشخیص است . در بخش شرقی زرند ، نزدیک اوبانگ ، گسل از روی سنگهایی عبور می کند که به واسطه آن سازند های كامبرین زیرین به  طرف غرب بر روی سازند های تریاس و پالئوزوئیک ، تر است شده اند. گسل کوهبنان ، به  عنوان یک گسل فعال که با زمین لرزه های بزرگی همراه بوده است ، شناخته می شود .

 . گسل شهربابک :    این گسل ، به عنوان یکی از چندین گسل اصلی فلات ایران ، شناخته می شود این گسل ، درحقیقت ، دربرگیرنده یک منطقه گسلی ، با طول قابل مشاهده 270 کیلومتر ، درخط مستقیم و جهت کلی شمال غربی - جنوب شرقی است . گسل مذکور از نزدیکی دهستان « ده شیر » دراستان یزد ، تا چند کیلومتر ، به طرف جنوب شرقی شهربابک امتداد داشته و از طول مسیر این شهر عبور می کند .

 ازآنجایی که هر گسلی که در دوران چهارم زمین شناسی فعالیت داشته است ، گسل فعال لرزه خیزی تلقی می شود ، گسل شهربابک ، نیز گسلی فعال است و توان ایجاد زمین لرزه  های مهم را دارا میباشد.

 . گسل جرجافك : گسل فشاری جرجافك با راستای شمال غربی - جنوب شرقی و دارای بیش از 130 كیلومتر در شمال غربی كرمان قرار دارد. این گسل دارای شیب به سمت جنوب غربی بوده و در بخش شمال غربی سبب رانده شدن سنگ های كرتاسه ( از جنوب غرب ) بر روی رسوبات آبرفتی كواترنر ( در شمال شرقی ) شده است. این گسل در بخشهای مركزی و جنوب شرقی خود سنگهای پركامبرین پسین و پالئوزوئیك كوه داوران را (از سمت جنوب غربی) بر روی رسوبات كنگلومرایی پلیوسن و آبرفتهای كواترنر رانده است.پهنه های به شدت خرد شده همراه با برش گسل ، چشمه های آب و پرتگاههای گسلی ( گاه به بلندی 100 متر ) از ویژگیهای این گسل است. ویژگیهای مورفوتكتونیكی گسل جرجافك كه به روشنی رسوبات آبرفتی كواترنر را بریده است . لرزه زا بودن آن را به خوبی نشان می دهد اما با این حال ، هیچگونه داده لرزه خیزی از این گسل به دست نیامده است.

 . گسل رفسنجان :     این گسل ، یک گسل کواترنری با  روند شمال غربی ـ جنوب شرقی است  و در 20 کیلومتری جنوب رفسنجان ، قرار دارد . طول آن ، بیش از 140 کیلومتر است و شیب آن به سمت جنوب غربی است . طول این گسل ، بیش از 100 کیلومتر با لغزش راستگرد است و درطول دوره کواترنری ، دو بار فعال شده است . بخش جنوب شرقی آن ، مرز میان سنگهای آتشفشانی سنگهای آذرآواری را تشکیل می دهد . این گسل ، علاوه بر جنبش  فشاری  دارای جابجا شدگی راست لغز راست گرد نیز ، می باشد . حرکات بسیار جوان این گسل ، در اطراف روستاهای داهوئیه ، در خان سبز ، نیز دیده می شود ،علاه بر آن جابجاشدگی عمودی این گسل ، در خان سبز  به حدود 40 متر می رسد . نابهنجاری در سطح آبهای زیر زمینی ، در دو سوی گسل ، از دلایل فعال بودن آن است و در شرق جاده سرچشمه ـ رفسنجان ، از کیلومتر 7 به بعد ، گسل  موجب  تشكیل رسوبات گج دار در شمال  و سنگهای  ولکانیکی ، در جنوب شده است .

 . گسل ده شیر ( نائین - بافت ) : این گسل ، به طول 350 کیلومتر و راستای شمال - شمال غربی و جنوب ـ جنوب شرقی ، با شیبی نزدیك به قائم ، از جنوب غربی نائین شروع  می شود و تا چاه کوه ، در نزدیکی  سیرجان ، ادامه می یابد . از د هشیر تا شهر بابك ، قسمتی از آمیزه های افیولیتی ایران مركزی در بخش غربی آن و در طول بیش از 200 كیلومتر رخنمون دارد كه احتمالا" نشانگر مرز جنوب غربی ریز قاره ایران مركزی است . این گسل با وجود شیب نزدیك به قائم آن ، ضمن قطع نمودن رسوبات کواترنری ، نهشته های کرتاسه بالایی را نیز در حدود 50  کیلومتر ، به صورت راست رو  جابجا ، نموده است . زمین لرزه ای ، بر روی آن گزارش نشده است ولی رخداد زمین لرزه بسیار محتمل است .

 . گسل انـار :    این گسل در غرب شهر انار واقع شده و راستای آن شمال ـ شمال غرب و جنوب ـ جنوب شرق ، می باشد . طول آن ، حدود 100 کیلومتر است ، که بخش شمالی  گسل سرمیزان ، میباشد . حرکت این گسل ، راست رو ، بوده و در بخش غربی آن پائین افتادگی ، دیده می شود.

 . گسل جیرفت (سبزواران ) :  این گسل ، شاخه ای از دنباله گسل سرمیزان می باشد . گسل جیرفت ، نهشته های کواترنر  را  قطع كرده و احتمالا" جنبش آن به صورت راستا لغز ، می باشد . یکی از کانونهای کم اهمیت و نیز یک گودی 60 تا 90 کیلومتری درشمال کهنوج ، روی این گسل ، قرارگرفته است .

 . گسل لکرکوه :    گسل لکرکوه ، با راستای شمالی - جنوبی و موازی با گسل نایبند در بخش جنوبی بلوك طبس و غرب شهر راور ، در فاصله تقریبی 4 کیلومتری راور قرار دارد . طول آن ، نزدیک به 130 کیلومتر و شیب آن ، به سوی غرب یك گسل راندگی با مؤلفه راست بر  و  در بعضی نقاط به طرف جنوب غربی است . این گسل ، علاوه بر جنبش فشاری ، دارای جابجا شدگی راستا لغز می باشد . احتمال می رود زمین لرزه سال 1290 ، در ارتباط با فعالیت این  گسل ، بوده باشد.

 . گسل نایبند :   این گسل با راستای شمالی- جنوبی ، از بشروئیه در شرق رشته كوه شتری (در جنوب شرق طبس) تا منطقه بم ( در جنوب شرق كرمان ) با طولی نزدیك به 600  كیلومتر امتداد می یابد . به دلیل روند شمالی جنوبی ، این گسل از جمله گسلهای كاتانگایی به شمار می آید . شواهد ریخت زمین شناسی موجود نشان میدهد كه شمالی ترین بخش این گسل ، سبب پائین افتادگی كویر بجستان و كویر بشروئیه شده و بخش میانی آن در شكل   گیری كوههای شتری و فراخاست بعدی آن نقش اساسی داشته است. یكی از ویژگیهای   گسل نایبند ، هدایت گدازه های ماگمائی به سطح زمین است . در شرق طبس ،   این گدازه ها از نوع نیمه عمیق داسیتی هستند كه به زمان پالئوژن نسبت داده شده اند ولی   در جنوب كفه طبس و ناحیه راور ، آتشفشانها به سن كواترنری و از نوع روانه های بازالتی هستند . رخنمون گسل نایبند مركب از چهار قطعه گسلی اصلی هم پوشان ، پرشیب و بیشتر به صورت   قائم است و مؤلفه حركتی آن جدا از پائین افتادگی های قائم ، در ناحیه طبس و كوه های راور (شمال كرمان ) شواهدی از یك حركت راستالغز راست بر می باشد . جابجائی در نهشته های   آبرفتی جوان نیز ، نشانه ای از فعالیت جوان این گسل میباشد . ادامه جنوبی این گسل با   هندسه و ساز و كار مشابه از طریق سامانه گسلی سیرچ با درازای حدود 100 كیلومتر با نام   گسل سبزواران از غرب بم گذر كرده و به گسل میناب در شمال تنگه هرمز ختم می شود.  بطوریكه برخی زمین شناسان بر این باورند كه دو گسل نایبند و میناب ، گسل واحدی بوده اند   كه در نتیجه تأثیر گسل زاگرس ، نسبت به یكدیگر جابجا شده اند ، ولی شاهد معتبری برای این  دیدگاه وجود ندارد .

 . گسل راور :   گسل راور خطوره ای زمین ساختی است كه بخش های زیادی از آن پوشیده می باشد. این گسل از جنوب شرق كویر آبدوغی در جنوب طبس آغاز می گردد كه قطعه های رخنمون یافته آن با راستای تقریبی شمالی- جنوبی و در طولی حدود یكصد كیلومتر تا جنوب شهر راور ادامه می یابند. حركت راستالغز راست بر برای این گسل در نظر گرفته شده است.  

. گسل بهاباد :   این گسل از پای بلندی های شمال بهاباد شروع می گردد و به صورت قطعه هایی گسله كه به وسیله نهشته های كواترنری از یكدیگر جدا می گردند در طولی بیش از 170 كیلومتر به سوی جنوب شرق كشیده شده است. در بیشتر رخنمون ها گسل بهاباد یك گسل جدا كننده مرز بین كوه و دشت می باشد كه با حركت راست بر و واژگون همراه است.

. گسل تیگدر :   گسل تیگدر یك گسل راندگی است به طول حدود 40 كیلومتر و با راستای غربی ، شمال غربی - شرقی ، جنوب شرقی . این گسل از جنوب آبادی حرجند تا شمال چترود و در بلندی های شمال كرمان قرار دارد.

. گسل پاسو : گسل پاسو مانند گسل تیگدر یك گسل راندگی و جدا شده از بخش انتهایی جنوب شرقی گسل كوهبنان است كه موازی با گسل تیگدر به طول حدود 40 كیلومتر و در سوی جنوب آن قرار گرفته است.

. گسل بازرگان :   این گسل جنوبی ترین گسل از مجموعه گسل های ترافشاری جدا شده از انتهای گسل كوهبنان است كه موازی با دو گسل پیشین با درازای مشابه دارای حركت واژگون است.  

. گسل غرب سیرچ :   این گسل با درازای بیش از 60 كیلومتر یك گسل راستالغز راست بر با مؤلفه كوچك حركت قائم است . صفحه آن بسیار پرشیب و نزدیك به قائم می باشد و با راستای تقریبا" شمالی- جنوبی از میان كوه سیرچ در شرق كرمان گذر می كند. 

. گسل گلباف ( گوك ) :  گسل گوك یكی از مهمترین ساختارهای گسلی است كه با راستای تقریبا" شمالی- جنوبی    ( شمال ، شمال غربی - جنوب ، جنوب شرقی ) و با طول بیش از یك صد كیلومتر در شرق كرمان ( از غرب شهداد تا غرب بم )قرار گرفته و در واقع ادامه ای از گسل نایبند می باشد. این گسل در بخش زیادی از راستای خود متشكل از دو ساختار گسلی موازی و پرشیب با مؤلفه حركت اصلی راستالغز بر به همراه یك مؤلفه كوچكتر واژگون می باشد.  این گسل یكی از جنبا ترین ساختارهای ناحیه است . در 23 سال گذشته دست كم 5 زمین لرزه متوسط تا بزرگ در گستره گلباف رویداده است . رویداد زمین لرزه پنجم دیماه 1382 در جنوب سامانه گسلی گلباف می تواند هشداری برای رویداد زمین لرزه آتی در بخش جنوبی تر این سامانه گسلی باشد .

. گسل سروستان : گسل بنیادی سروستان با راستای شمال ، شمال غربی - جنوب ، جنوب شرقی و درازای نزدیك به 100 كیلومتر در حدود 75 كیلومتری جنوب شرقی كرمان قرار دارد . گسل سروستان در دنباله زون گسلی گوك قرار گرفته و به همراه آن پهنه لرزه خیزی را در این بخش از ایران زمین به وجود آورده است . گسل سروستان در بخش شمالی دارای شیب به سمت غرب بوده و در راستای خود سبب رانده شدن سنگهای پالئوسن ( از سمت غرب ) بر روی رسوبات آبرفتی كواترنر ( در شرق ) شده است .  در بخش میانی ، رسوبات كواترنر و پهنه های رسی و نمكی به وسیله گسل بریده شده است . به سمت جنوب گسل پس از قطع نمودن سنگهای آتشفشانی - آذرآواری ائوسن كوه های جبال بارز ، وارد دشت شمالی جیرفت می شود و اثر آن كم وبیش در رسوبات آبرفتی كواترنر به چشم می خورد .  

 . گسل راندگی شهداد:  راندگی شهداد یك گسل با راستای  خمیده شمال غربی - جنوب شرقی می باشد كه تحدب و جهت رانش آن به سوی شمال شرق است. شیب صفحه این گسل بسیار ملایم و به سوی جنوب غربی است. این گسل از جنوب غربی شهداد بیش از 120 كیلومتر به سوی جنوب شرق كشیده شده است كه كم و بیش مرز جنوب غربی دشت لوت را تشكیل می دهد . گسل شهداد گسلی است جوان كه در تمامی مسیر خود رسوبات كواترنر را قطع كرده و در نهایت موجب راندگی كنگلومرا ، مارن و ماسه سنگ های قرمز رنگ و گچ دار میوسن و رسوبات آواری نئوژن ( از سوی غرب و جنوب غرب ) بر روی رسوبات آبرفتی كواترنر دشت ( در شرق و شمال شرق ) شده است .

. گسل باغین - بافق :   این گسل با راستای شمال غربی – جنوب شرقی و درازای حدود 100 كیلومتر از جنوب غرب زرند گذر می كند و علاوه بر آن دارای حركت اصلی راندگی با مؤلفه راست بر می باشد كه سبب بالا راندگی بلندی های جنوب غرب زرند شده است. 

 . گسل بم :  گسل بم تا كنون به عنوان گسلی كوچك با راستای شمالی- جنوبی و درازای 10 كیلومتر در شرق شهر چندان شناخته شده نبوده است. در حال حاضر با فعال شدن این گسل به صورت یك گسل راستالغز راست بر ، زمین لرزه بم رخ داده است كه مطالعات برای شناخت دقیق تر هندسه و ساز و كار آن در دست بررسی است. 

منابع : 

دکتر سید علی آقانباتی ، 1383  -  زمین شناسی ایران www.ngdir.ir - خلاصه اي از ويژگي هاي هندسي و ساز و كارهاي گسل هاي اصلي پيرامون كرمان ، نویسندگان : پيمان نواب پور ، دكتر محمد رضا شيخ الاسلامي ( گروه زمين ساخت سازمان زمين شناسي )

 

[ یکشنبه 18 مهر1389 ] [ 0:3 ] [ طاهره نادری ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

در اين وبلاگ ما شما دوست گرامی مي توانيد مطالب علمي زمين شناسي , مباحث و سوالات درس زمین شناسی سوم وچهارم و دیگر مطالب عمومي براي همه بخصوص معلمين و دانش آموزان را مشاهده نماييد.