بر اساس مطالعاتي كه بر روي روند شكستگي‌هاي پوسته ايران صورت گرفته چهار روند اصلي در گسل ها قابل بررسي است ، كه بترتيب اهميت اين چهار روند شامل :

روند شمالي جنوبي

روند شرقي غربي

روندشمال شرق - جنوب غرب

روند شمال غرب - جنوب شرق

از دياگرام شكستگيهاي فلات ايران روند غالب N130 را نشان مي دهد كه همان راستاي شمال غرب -جنوب شرق است . روند شمالي جنوبي در حدفاصل N5W و N10E در درجه دوم اهميت ، راستاي شكستگي N50E در ردة سوم و حدفاصل N85 تا N110 در راستاي چهارم قرار گرفته است . روند شرقي غربي از نظر سني جوانتر است و بيشترين گسله هاي امروزي را تشكيل مي دهند . با توجه به سه جهت نيروي وارده بر فلات ايران كه شامل :

1) مولفة N20E كه از طرف ورقة عربستان حاكم مي شود .

2) مولفة شمال غرب N50W كه از طرف هندوستان اعمال مي شود .

3) راستاي شمالي جنوبي كه در توران ( اورازيا ) و ناحية مكران اعمال مي شود .

اين جهات نيرو باعث مي شوند چهار روند اصلي شكستگيهاي ايران سازوكارهاي متفاوتي داشته باشند . به گونه اي كه گسله هاي شمال غرب - جنوب شرق اكثراً فشاري برشي بوده و معكوس راستگرد هستند . گسله هاي شمال غرب - جنوب شرق تحت تاثير تنش غالب N20E حركت چپگرد نشان مي دهند . گسله هاي شمالي جنوبي تحت تاثير تنش N20E و تنش شمالي جنوبي مكران حركت راستگرد دارد . گسله هاي شرقي غربي موجود، حركت چپگرد را نشان مي دهند كه مولفة شمالي نيز باعث معكوش شدن آن مي شود .

گسل آبيك - فيروزكوه

در برخي از كتاب هاي زمين شناسي به اين گسل نامهاي ديگري داده اند كه عبارتند از : گسله مشاء و يا مشاء - فشم .گسله آبيك - فيروزكوه گسلي است با طول بيش از 40 كيلومتر كه از آبيك قزوين تا فيروزكوه ادامه دارد . در ناحيه لواسان تهران گسل دو شاخه شده و گسله شمال تهران را در مرز كوه و دشت شهر تهران تشكيل مي‌دهد . به عقيده نبوي اين گسل در حاشيه جنوبي رشته كوه البرز تا شهر سمنان ادامه دارد . گسل آبيك - فيروزكوه ، مرز جنوبي البرز شمالي را با ايران مركزي مي سازد . روند اين گسل در بخش غربي ، جنوب شرق بوده و در بخشهاي مركزي ، شرقي غربي است و در بخش شرقي ، شمال شرق جنوب غرب است . اين گسل در هر بخش از روند خود سازوكار متفاوتي دارد .

در بخش غربي، اين گسل ، معكوس راستگرد و در بخش مركزي معكوس و در بخش شرقي ، فشاري برشي چپگرد است . اين گسل در واقع موجب راندگي رشته كوه البرز بر روي ايران مركزي و در شمال تهران موجب راندگي سازند كرج بر روي آبرفتهاي كواترنر دشت تهران شده است . در درة مشاء اين گسل موجب راندگي واحدهاي پركامبرين ، كامبرين بروي سازند كرج شده است و شاخه هاي آن در درة كن آبرفتهاي كواترنر را بريده اند كه نشانه اي از فعال بودن اين گسل در عهد حاضر است . قديمي ترين فعاليت گسل نيز مربوط به پركامبرين است .

بخش گسلي شمال تهران در حاشيه شمالي شهر تهران بصورت منقطع باعث رانده شدن توف هاي كرج گرديده است . آهنگ جابجايي در اين بخش حدود 4 ميليمتر در سال است . بخشهايي از شاخه هاي فرعي اين گسل وارد دشت تهران نيز شده است و بسياري از ساخت و سازهاي شمال تهران را با خطر مواجه كرده است . به شكلي كه علاوه بر وجود خطر زمين لرزه و جابجايي، همچنين برش در سازه ها بدليل اوج گيري ارتفاعات البرز در اين ناحيه موجب شكل گيري زمين لغزشهاي متعدد و بزرگ در طول گسل و مسير رودخانه‌هاي درة مشاء شده است . طوريكه در درة مشاء اين زمين لغزشها موجب ايجاد سدهاي مصنوعي در طول دره شده و درياچه هايي را تشكيل داده است ( از جمله درياچة تار ) . اين زمين لغزشها در طول گسلة شمال تهران موجب ايجاد تركهاي كششي در سازه هاي بخشهاي شمالي شهر گرديده است . از جمله تخريب سازه هاي شهرك بوعلي و فرحزاد .

گسل البرز

نامهاي ديگر اين گسل ، گسل شمال البرز يا جنوب خزر است . گسلي است در شمال رشته كوه البرز كه در واقع جدا كنندة رشته كوه البرز از پوستة اقيانوسي خزر است . گسل البرز يك گسلة معكوس با شيب به سمت جنوب است . روند آن مشابه گسل آبيك - فيروزكوه، در بخش غربي، شمال غرب - جنوب شرق است كه به گسله لاهيجان و آستارا مي پيوندد . در بخش مركزي، شرقي غربي و در بخش شرقي، شمال شرق - جنوب غرب است . ادامه اين گسل را با شاخه هاي فرعي مي توان تا حدود جنوب گنبدكاووس پيگيري كرد . اين گسل شيستهاي گرگان به سن دوونين و سازند كهر به سن پركامبرين را متاثر كرده است كه نشانگر قديمي بودن اين گسل تا پركامبرين است . زمين لرزه‌هاي عهد حاضر در راستاي اين گسل ، همچنين بريده شدن رسوبات جوان در بخشهاي مركزي و شرقي به سن هلوسن به گونه اي كه در برخي بخشها فعاليت اين گسل باعث خردشدن و جابجايي خاكهاي جنگلي شمال البرز شده است ، همگي دال بر فعال بودن اين گسله است . زمين لرزه‌هاي 1933 گرگان - 1957 سنگ چال - 1990 رودبار به اين گسل نسبت داده مي شوند. بخش مركزي اين گسل نهشته‌هاي ژوراسيك سازند شمشك را بر روي گارنت‌هاي نئوژن رانده است .

گسل لاهيجان

با روند تقريبي شرقي غربي در شمال كوه دماوند در بخش البرز مركزي ديده مي شود . ادامة گسل كندوان و تالقان و همچنين گسل شمال تبريز است . اين گسله با شيبي به سمت جنوب در بخش مركزي البرز داراي فعاليت لرزه‌اي بوده است . سازوكار اين گسله بصورت معكوس و مولفة برشي چپگرد است .

گسل آستارا

مرز پوستة اقيانوسي خزر با كوه‌هاي تالش بوده و يك گسل شمالي جنوبي است . گسل آستارا از حدود شهر رشت شروع شده و از كنار شهر آستارا گذشته و تا ماكو ادامه دارد . اين گسل واحدهاي پركامبرين را تحت تاثير دگرشكلي و دگرريختي قرار داده است . قديمي ترين فعاليت اين گسل مربوط به پركامبرين و در طول دوران‌هاي زمين شناسي فعاليت داشته است . سازوكار فعلي اين گسل راستالغز راستگرد معكوس است . مطالعات اخير نشان داده كه در طول دوران فعاليت ، سازوكار گسل تغيير كرده است . بر پاية يك ايده درياي خزر يك تالاب پشت كماني است ، طوريكه در فرورانش پوسته اقيانوسي ( سوآن - آكه‌ را - قره داغ ) كه موجب پيوستن قفقاز به ورقة توران شده ، تالاب پشت كماني خزر با نيروهاي كششي حاكم تشكيل شده و گسلة آستارا در آن دورة زماني بصورت يك گسلة نرمال در اثر كشش پوسته فعاليت داشته است .

گسل ميامي

گسلي كماني شكل است كه عمدتاً مرز بين ايالات ساختاري بينالود و كوير سبزوار را تشكيل داده است . محدوده گسترش گسل از غرب شاهرود تا نواحي تايباد است . گسل را به دو بخش شرقي و غربي مي توان ديد . كه بخش غربي آن شمال شرق - جنوب غرب است . بخش شرقي آن شمال غرب - جنوب شرق است . بخش غربي حركت چپگرد و بخش شرقي آن حركت راستالغز راستگرد دارد . به اين گسل ، گسل شاهرود نيز مي‌گويند . در بخش شرقي گسله‌هاي فرعي از اين گسل بوجود آمده كه يكي از آنها گسلة سنگ بست شانديز است كه مرز بينالود و كپه داغ را در جنوب مشهد تشكيل داده است . اين گسل يكي از قديمي ترين گسلهاي پوستة ايران است كه فعاليت آن از پركامبرين تا عهد حاضر قابل شناسايي است .

گسل سمنان

در ادامة گسل ميامي از منطقه شمال سمنان نام گسله را سمنان گويند كه تا ناحية قم - شمال دريچة نمك - ادامه دارد . بيشتر بصورت گسل معكوس عمل كرده و موجب برپايي بلندي‌هاي شمال سمنان و فروافتادگي دشت سمنان شده است . در منطقة گرمسار گسترده شده و شاخه‌هاي فرعي آن گسلة گرمسار را تشكيل مي دهد . گسلة گرمسار موجب رخدادهاي زمين لرزه‌اي زيادي در چند دهة اخير شده است . سازوكار زمين لرزه‌هاي گسلة گرمسار به گونه‌اي است كه بزرگي زمين لرزه‌ها كم اما تعداد آنها زياد است كه علت آن پخش شدگي يا گسترش شاخه‌هاي فرعي گسل است . ادامة گسل سمنان از جنوب تهران ( شهر ري ) مي گذرد و در ناحية قم نيز شاخه‌هاي فرعي متعددي دارد ، از قبيل گسل كهريزك كه موجب فروافتادگي سازند كهريزك مي شود .

گسل ترود

در واقع گسلي با روند شمال شرق - جنوب غرب است كه در منقطة سبزوار باعث جدايي افيوليت ملانژهاي سبزوار از زون كوير شده است . سازوكار اين گسل راستالغز چپگرد است . اين گسل موجب دگرريختي شديد در منطقه شده و جزء گسله‌هاي قديمي ايران است .اين گسل موجب تغيير رخساره هاي رسوبي زيادي در حدفاصل كوير تا سبزوار شده است . در زمان شكل گيري پوستة اقيانوسي سبزوار گسلة ترود بصورت يك گسلة نرمال فعال بوده و در واقع حاشية قاره‌اي حوضة اقيانوسي سبزوار را تشكيل مي دهد .

گسل درونه ( گسل بزرگ كوير )

صفحه و زون برشي اين گسل در شمال روستاي درونه ( غرب كاشمر ) بخوبي ديده مي‌شود .اين گسل مرز ايالات ساختاري كوير - سبزوار - با ، لوت و مثلث ايران مركزي را تشكيل مي دهد . گسل كماني درونه در بخش شرقي روند شمال غرب - جنوب شرق با سازوكار برشي فشاري راستگرد و بخش غربي آن شمال غرب - جنوب شرق با سازوكار برشي فشاري چپگرد عمل مي كند . شناخت آن بر روي نقشه، عكس هوايي و در سطح زمين بسيار راحت است . واحدهاي سنگي در دو طرف اين گسل كاملاً مختلف هستند . در شمال اين گسل افيوليت ملانژهاي و آذر آواري هاي ناحيه سبزوار و تربت حيدريه و در جنوب سنگهاي نئوژن و رسوبات پالئوزوئيك - مزوزوئيك ديده مي شود . در يك منطقه مثلث شكل در شمال گسل ( بعبارت ديگر شاخة فرعي گسل درونه بنام گسل ريواش ) موجب راندگي يك بخش مثلثي شكل بر روي ناحية سبزوار شده كه اصطلاحاً مثلث تكنار ناميده مي شود . بريدگي رسوبات كواترنر در ناحية درونه ، بردستكن و ناحية جغتاي تغيير مسير آبراهه‌ها ، رانده شدن واحدهاي افيوليت ملانژ و آذر آواري بر روي دشت كاشمر و فعاليت چشمه‌هاي گسلي و كانه‌زايي در پهنة برشي، همه حكايت از فعال بودن اين گسل در عهد حاضر است . بر اساس مطالعات ژئوفيزيك پي سنگ ايران توسط اين گسل قطع شده و از پركامبرين تا عهد حاضر فعال بوده است .

گسل هريرود ( گسل گيلمرد )

مرز شرقي ايالات ساختاري سيستان، بينالود و كپه داغ از ايران مركزي را تشكيل مي دهد . حدود 800 تا 1200 كيلومتر طول داشته و موجب جدايش پوستة قاره اي افغانستان از ايران مي شود . مطالعات صحرايي بر روي اين گسل سازوكار راستالغز چپگرد را نشان مي دهد كه علت آن عملكرد تنشي خواهد بود كه از طرف هندوستان به پوستة ايران وارد مي‌شود و چون در اين ناحيه جزء مؤثرترين تنشهاي حاكم است ، به همين دليل مكانيزم آن با ساير گسله هاي شمالي جنوبي ايران متفاوت است .

گسل نهبندان

مركب از يكسري گسلة شمالي جنوبي است كه در بخش جنوبي و شمالي به دليل تغيير در جهت راستاي شاخه‌هاي فرعي ، گسل روند شمال غرب - جنوب شرق مي‌يابد . اين روند فرعي را در ناحية نصرت آباد زاهدان بخوبي مي‌توان شناسايي كرد . گسلة گيوة سهل آباد و آهنگران از شاخه‌هاي فرعي اين گسل محسوب مي‌شوند . گسلة نِه مرز ايالات ساختاري سيستان و لوت را تشكيل مي دهد . حركت اصلي آن برشي راستگرد است اما مي‌‌توان در شاخه‌هاي فرعي حركت چپ‌گرد را نيز اندازه‌گيري كرد . گسلة نهبندان موجب بريدگي رسوبات كواترنر، پيدايش چشمه‌هاي گسلي و زمين لغزش‌هاي متعدد در عهد حاضر شده كه نشانگر فعال بودن گسل مي‌باشد . به همين خاطر و همچنين بدليل فعاليت همزمان با گسله هريرود نقش عمده‌اي در كانسار زايي منطقة سيستان داشته است . از جمله ايجاد منيزيت، پونتيت، آزبست، مس، ليونتيت و كانسارهاي مشابه . فعاليتهاي قديمي گسل مشخص نبوده ولي احتمالاً به شروع پركامبرين نسبت مي‌دهند . بطور كلي از اوايل مزوزوئيك اين گسله نقش عمده‌اي در تكوين زمين شناسي و دگرشكلي منطقة شرق ايران داشته است.

گسل بشاگرد

در واقع يك سيستم گسلي مركب است كه از تعداد زيادي گسلة موازي و تعدادي زون شديداً خرد شده تشكيل شده است . نام ديگر آن گسل قصر قند است . اكثر شاخه هاي فرعي آن بصورت معكوس عمل مي‌كند و شيب آن به طرف شمال است . مرز بين دو ايالت ساختاري سيستان و مكران است . ادامة اين گسل در بخش غربي به گودال جازموريان مي رسد . به عقيدة برخي محققين اين گسل گودال را نيز قطع مي‌كند . در طول شاخه هاي فرعي اين گسل ، بيشتر در بخشهاي شمالي مكران ، افيوليت ملانژها بر روي فيليش‌هاي كواترنر رانده مي‌شود . مولفة ديگر اين گسل راستگرد است . يكي از گسله هاي فعال ايران محسوب شده طوريكه كانون تعداد زيادي از زمين لرزه‌هاي امروزي بر روي اين گسله قرار گرفته‌اند . حد شرقي اين گسل در داخل خاك پاكستان به گسل چمن منتهي مي شود . حد غربي آن در گودال جازموريان مدفون شده و قابل تشخيص نيست .

گسل ميناب

نام ديگر آن گسل زندان است . اين گسل داراي روندي شمالي جنوبي بوده و در شمال تنگة هرمز جدا كنندة ايالات ساختاري زاگرس از مكران است . گسل ميناب يك گسل راستالغز راستگرد است كه در آن در اثر فعاليت‌هاي دگرشكلي در دو طرف گسل تغيير روند محورهاي چين‌خوردگي در زاگرس و مكران ديده مي‌شود . از قديمي‌ترين گسل‌هاي ايران محسوب شده كه سن آن را به پركامبرين نسبت مي‌دهند . به عقيدة اشتوكلين اين گسل ادامة ساختار شمالي جنوبي ايران است كه موجب شده دركامبرين رسوبات سري هرمز در شرق آن برجاي گذاشته نشود . اصطلاحاً شكستگي شمالي جنوبي ميناب كه در تنگة هرمز واقه شده را ادامة گسل نايبند مي‌دانند و تحت عنوان خط عمان در زمين شناسي ايران بيان مي‌كنند . در برخي نظريات ادامه اين شكستگي را حتي تا ماداگاسكار مي‌كشانند . همچنين در برخي از نظريات گسلة ميناب را يك گسلة ترانس كارنت دانسته كه ادامة آن يك گسلة ترانسفورمي در پوستة اقيانوسي عمان است و يا به عبارتي ترانس‌كارنتي است كه باقيماندة يكي از گسل‌هاي ترانسفورم در پوستة اقيانوسي نئوتتيس محسوب مي‌شود . دوگانگي رسوبات كامبرين در دو طرف آن نشان‌دهندة فعال بودن آن در آن زمان است .

گسل نايبند ( گسل نايبندان )

گسلي شمالي جنوبي بوده و مجموعه‌اي مركب از تعداد زيادي گسله مي‌باشد كه در حد غربي پهنة لوت و حد شرقي مثلث مركزي جاي دارد . سازوكار آن بيشتر راستالغز راستگرد است و موجب دگرريختي شديد بين دو ايالت ساختاري لوت و مثلث مركزي شده است . شيب گسلة نايبند نسبتاً زياد ( حدود 80 درجه ) مي‌باشد. لذا در طول اين گسل چشمه‌هاي گسلي زيادي كه اكثراً آبگرم هستند ( چشمة آبگرم ديگ رستم ) ديده مي‌شود . روند رشته كوههاي اطراف اين گسل‌ها نيز بيشتر شمالي جنوبي است ( از جمله ازبك‌كوه ) . يكي از گسلهاي قديمي پوستة ايران محسوب مي شود كه قديمي ترين فعاليت آن پركامبرين است . طوريكه در دو طرف اين گسل تغييرات عمده‌اي از وضعيت مجموعه‌هاي سنگي زمين ساختي پي سنگ همچنين تشكيل حوضه‌هاي رسوبي قابل شناسايي است . در بخش شمالي به شاخه‌هاي متعددي تقسيم مي شود كه به دو گسل كوير و چاپدوني متصل مي‌گردد .

گسل كلمرد

گسلي است كماني شكل كه ، بخش شمالي، شمال شرقي - جنوب غربي و بخش جنوبي، شمال غربي - جنوب شرقي است . صفحة اين گسله به شكل واضحي در كوههاي كلمرد قابل مشاهده است . اين گسل در تكوين حوضه هاي رسوبي مثلث مركزي نقش بسزايي دارد، بطوريكه ضخامت رسوبات در دو طرف اين گسل با سن مشابه ، كاملاً متفاوت هستند . به عنوان مثال گروه ميلا دركوههاي برنجال با ضخانت زياد ديده مي‌شود درصورتيكه ضخامت اين گروه در كوههاي كلمرد كاهش مي‌يابد و اين اختلاف ضخامت و رخساره در اثرفعاليت گسل كلمرد است .

گسل پشت بادام

داراي روند شمال شرق - جنوب غرب است . در واقع از شمال غرب مثلث مركزي نيز محسوب مي شود . انتهاي شمالي آن به گسلة درونه مي‌پيوندد . گسل پشت بادام در طول خود داراي سازوكارهاي متفاوتي است طوريكه هم معكوس و هم راستالغز عمل مي‌كند . حركت راستالغز آن گاهي راستگرد و در بعضي بخشها چپگرد بوده كه حركت پيچيده‌اي از اين گسل را بوجود آورده است . در طول گسل تغيير شكلهاي متعددي به چشم مي‌خورد كه حاكي از پيچيدگي عملكرد اين گسل در اين منطقه است . در طول گسل پشت بادام زون برشي خردشدة نسبتاً عريضي بوجود آمده كه كاني سازي‌هاي متعدد سرب و روي همچنين آهن را باعث شده است ( مشابه سرب و روي ناحية راونج ) .

گسل ده شير - بافت

اسامي متعدد آن ده شير يا نائين - بافت است . روند آن شمال غرب - جنوب شرق و تقريباً به موازات گسل اصلي زاگرس است . در طول اين گسل قطعاتي از افيوليت ملانژ ناحية ده شير - نائين يافت مي‌شود كه نشان‌دهندة فعاليت‌هاي متعدد گسل با سازوكارهاي متفاوت در طي دوران فعاليت گسله است . طوريكه در اوايل دوران دوم عملكرد گسله بصورت نرمال يا كششي بوده درحاليكه در اواخر دوران دوم فعاليت آن بصورت فشاري و در طول سنوزوئيك فشاري برشي معكوس و راستالغز راستگرد بوده است . شاخه هاي متعدد اين گسل در طي كواترنر فعاليت‌هاي چشمگيري از خود نشان داده‌ است . به عنوان مثال سيرچ – گلباف كه زمين لرزة سال 1362 ناحية گلباف را باعث شده است . به عقيدة حقي پور اين گسل موجب كانه‌زايي آهن در ايران مركزي شده است . بطوريكه معادن آهن بسياري همچون بافت ، گل گوهر ، چغارت ، چادرملو حاصل فعاليت قديمي اين گسل است .

گسل كازرون

اصطلاحاً به آن قطر - كازرون هم مي‌گويند . گسلي با روند شمالي جنوبي است كه موجب جدايش زاگرس به دو بخش شرقي و غربي شده است . اصطلاحاً به آن خط كازرون نيز مي‌گويند . به عقيدة مَكِنزي اين گسل تا قطر ادامه دارد . عملكرد آن راستالغز راستگرد است . بررسي ژئوفيزيكي نشان داده كه اين گسل عميق بوده و تا زير زاگرس ادامه دارد . فعاليت آن مربوط به پركامبرين نيز مي‌گردد بطوريكه در آن زمان محدود كنندة بخش شرقي زاگرس بوده است . آنگونه كه در نقشه هاي زمين شناسي ديده مي‌شود حد بين گسل كازرون و ميناب منطقه‌اي است كه بيشترين رخنمون گنبدهاي نمكي را دارد . بر اين اساس نتيجه گيري شده كه طي كامبرين پلات‌فـورم ايران در طول گسله‌هاي شمالي جنوبي بصورت بلوكهاي گسلي در آمده كه اين بلوكهاي گسلي تشكيل هورست و گرابن‌هايي را داده‌اند . كه اينها تغيـيرات عمق حوضه‌هاي رسوبي را موجب شده‌اند . لذا تغييرات رخساره‌اي در اطراف اين گسل ديده مي‌شود . همچنين در اثر فعاليت اين گسل واحدهاي مختلف رخساره‌اي زاگرس در فارس، لرستان و كردستان با هم متفاوت هستند . علاوه بر رخساره، تغيير در ضخامت واحدهاي مختلف نيز صورت گرفته است . براي مثال ضخامت آسماري در فارس بيشتر ولي در بخش غربي و شمالي زاگرس كمتر و متفاوت است .

گسل زاگرس ( تراست زاگرس )

به عقيدة ريكو ( 1975 ) تراست زاگرس از دوبخش تراست اصلي و تراست جوان اصلي تشكيل شده است كه به موازات هم هستند و گاهي اين دو گسل به هم متصل مي شوند . از شمال تنگة هرمز شروع شده و با روند شمال غرب - جنوب شرق از بخشهاي غربي ايران از ايران خارج مي‌شود و به گسلة آناتولي متصل مي‌گردد . حدود 1200 كيلومتر طول دارد و زاگرس مرتفع يا سنندج - سيرجان را از پوستة عربستان جدا مي‌كند . يكي از مهمترين وقايع كوهزايي آلپي كه باعث برخورد ورقة عربي به ايران شده است در اين گسل اتفاق افتاده است . باقيمانده‌هاي پوستة اقيانوسي نـئـوتـتـيـس را در نواحي ني‌ريز، كرمانشاه و حاجي آباد مي‌توان ديد كه نشان‌دهندة جايگزين شده پوستة اقيانوسي بر روي پوستة قاره‌اي در طي يك رخداد تكتونيكي است . اين گسل از دو قسمت تشكيل شده است . تراست اصلي زاگرس كه يك گسل معكوس بوده و شيب آن به سمت شمال شرق است و گسل جوان زاگرس يك گسل معكوس راستالغز راستگرد است كه شيب آن نيز به سمت شمال شرق است . حدفاصل اين دو گسل يك زون برشي مرتفع و شديداً خردشده وجود دارد كه زاگرس مرتفع است . در طول گسلة زاگرس تغيير شيب‌هاي زيادي به چشم مي‌خورد بطوريكه از حد 80 درجه تا حدود تراست يعني Nape در طول اين گسل ديده مي‌شود .

گسل زاگرس اصلي بصورت تراستي عمل كرده و از پركامبرين فعاليت داشته ولي گسل جوان بعد از برخورد و بسته شدن نـئـوتـتـيـس در منطقه شكل گرفته و روند عمدة آن N130 است . شيب گسلة زاگرس در بخشهاي سطحي و تحتاني با يكديگر متفاوت است بطوريكه اين گسل در مناطق عميق حالت قاشقي دارد، به شكلي كه زاگرس در مناطق پي سنگ حالت افقيِ Nape را بخود مي‌گيرد . عملكرد اين گسل باعث شده استيل دگرشكلي پي سنگ و پوشش فانرئوزوئيك متفاوت باشد . به عبارتي مرز بين فانرئوزوئيك و پي سنگ يك زون دكورمان يا D-pach Zone بوجود مي آورد كه منجر به شكل گيري پهنة چين خوردة زاگرس مي‌شود .

گسل قم - زفره

يك گسل مركب با دو روند متفاوت است . بخش شمالي تـقريباً به موازات زاگرس ( N130 ) و بخش جنوبي ( از قم تا زفره ) تـقريباً داراي روند N165 است . اين گسل در واقع نوار نطنز - بزمان را قطع كرده . داراي سازوكار راستگرد بوده و موجب جابجايي پلكاني يا En- Echelon در نوار نطنز - بزمان شده است . در منطقة قم پيچش گسل به سمت غرب موجب برپايي ارتفاعات قم بر روي حوضة فروافتادة قم شده است . سازو كار گسلة قم بيشتر راستالغز راستگرد ولي با مؤلفة معكوس است .

گسل تبريز

با روند شمال غرب - جنوب شرق در شمال تبريز از بستان آباد شروع و تا كوه‌هاي ميشو ادامه دارد . گسلي مركب است و تركيبي از شاخه‌هاي مختلف راستالغز راستگرد است . موجب برخاستگي زمينهاي شرقي شده است . برخي معتقدند فعاليت ماگماتيسم سهند و سبلان ناشي از فعاليت اين گسل است .

گسل اروميه

نام ديگر اين گسل زرينه رود است . گسل مشخصي در شمال غرب ايران با راستاي شمال غرب - جنوب شرق است كه در بخش انتهايي به تبريز مي‌پيوندد . پيدايش درياچة اروميه بنا به عقيدة علوي و افتخارنژاد در اثر عملكرد گسلة اروميه و تبريز است كه حوضة اروميه را يك حوضة پولا پارت مي‌دانند .

'گسل اروميه